خانم عارفه
۱۸ بهمن ۱۳۹۷ توسط Site_Admin 2 دیدگاه

عارفه هستم ۳۱ساله

ازوقتی خودم روشناختم ازچاقی خجالت میکشیدم

چون خواهرم بااینکه سه سال ازمن بزرگتربودخیلی لاغرترازمن بودوهرکی مارومیدیدمیگفت عارفه حق عاطفه روخورده به خاطرهمین ازخودم بدم اومده بود اعتمادبه نفسم خیلی پایین بودهیچ جادوست نداشتم برم مخصوصاجاهایی که خواهرم هم بود همیشه ازجمع فرارمیکردم هرلباسی میپوشیدم راضیم نمیکردفکرمیکردم خیلی زشت شدم واصلابهم نمیادچون چاقم کم کم که بزرگترشدم این مشکل هم همراه من بزرگ شدحتی توی ازدواجم خیلی تاثیرداشت واذیتم میکرد بعداززایمان اولم دیگه واقعاناامیدشده بودم وزنم به ۷۷کیلورسیده بودوهرکاری میکردم که لاغربشم فایده ای نداشت چندسالی گذشت وپسردومم به دنیااومد دیگه واقعاازدیدن خودم توآیینه هم خجالت میکشیدم هرجامهمونی دعوت میشدم نمیرفتم تقریباخونه نشین شده بودم همه راهی امتحان کردم حتی ۵ ماه دمنوشهای لاغری هم خوردم ولی حتی ۱کیلوهم کم نکردم تااینکه شوهرم بهم گفت اینجاروبروی خونه یه باشگاه زدن بروببین چه جوریه اولش گفتم ولش کن فایده ای نداره ولی بااصرارهمسرم رفتم باشگاه وبااستادجندقی آشناشدم روزهای اول خیلی برام سخت بودورزشم سنگین بودولی کم کم حرفهای استادجندقی خیلی روی ذهنم اثرگذاشت باورکردم که اول بایدذهنم آروم کنم تابتونم لاغربشم اول بایدذهنم لاغربشه تاخودهم لاغربشم وقتی اینوباورکردم حدود۳ماه بیشترطول نکشیدکه طول مدت ۱۵روز۴کیلووزنم کم شدوهمینجورکاهش وزنم ادامه پیداکردتاحالاکه ۶۵کیلوهستم وسایزم از۴۶به ۴۲ رسیده خیلی خوشحالم خیلی ازبدنم راضی هستم وخداروشکرمیکنم که بااستادجندقی آشناشدم وامیدوارم بتونم زحماتشون روجبران کنم استادعزیزم عاشقانه دوستون دارم
ممنون که به صحبتهام گوش دادین

 

یک پاسخ برای “2”

  1. سلام استاد گلم من از سن ۳۰ سالگی تا ۵۰ سالگی خیلی حالم بد بود از افسردگی ترس استرس نا امیدی ضعف اعصاب دیسک کمر و سابیدگی دو زانو و از همه مهمتر سرطان سینه داشتم و قدرت نه گفتن نداشتم و هر کسی هر چیزی ک میگفت باید انجام میدادم وگرنه احساس عذاب وجدان میکردم و ب قدری نا امید بودم ک هر شب از خدا طلب مرگ میکردم و دلم نمیخواست صبح از خواب بیدار بشم ولی از وقتی ک با کلاس های یوگا و استاد جندقی عزیز آشنا شدم و هشت ساله ک مداوم ب کلاس ها می آیم تمام امراض روحی و جسمی ام بر طرف شده و تجربه های گرنبهایی برایم ب ارمغان آورده و یاد گرفتم ک باید جسورتر و با اراده تر باشم و اعتماد بنفسم بالا تر رفته و یادگرفتم باید به تمام دنیا ب خصوص به همسرم و فرزندانم عشق بدهم و با مراقبه هایی ک هر شب انجام میدهم تمام انرژی های منفی ک در طول روز دارم را از خودم تخلیه میکنم و شب با خاطر اسوده میخوابم و صبح با انرژی مثبت خیلی خوب از خواب بیدار میشوم و از خدا سپاسگذارم ک یک روز دیگه میتونم توی این جهان باشم وتمام این حس های خوب رو مدیون استاد عزیزم خانم جندقی هستم ک این راه رو جلوی پای گذاشتن و طرز درست زندگی کردن رو ب من آموختن طالبی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *