خانم نغمه غفاری
۲۹ مهر ۱۳۹۶ توسط Site_Admin 1 دیدگاه

راستش اصلاً نمیدونم این زندگی که من داشتم میتونم اسمش را بزارم زندگی یا نه؟؟ الان که فکرش میکنم میبینم زندگی من فقط در ظاهر اسمش زندگی بود ولی در واقع از مردن هم بدتر بود. در زندگی مشترک حتی با گذشت ۱۱ سال از شروعش هنوز نتوانسته بودم حتی در مورد مسائل پیش پا افتاده و ابتدایی زندگی با همسرم به تفاهم برسم و بتوانم حتی گوشه ای از آنها را اصلاح و یا درستش کنم . همیشه در همه نوع موارد حتی پوشش و حجاب و لباس پوشیدن هم باهم تفاوت سلیقه داشتیم . انتخاب رنگها برایم دشوار بود، در غذاخوردن هم حتی تفاهم نداشتیم ، اصلا نظرات و حرفهای همسرم را درک نمیکردم چه برسه که باهاش موافق باشم . هرکار که میخواست برای پسرم انجام بده که به قول خودش یه ذره از بقیه بچه ها خاص‌تر باشه من مخالفت میکردم و به خاطر ترس از دست دادن پسرم همیشه باهاش همراهی نکردم ، پسرم عاشق اسکیت بازی در رمپ بود و چون من مخالف بودم همسرم اورا بدون اینکه من بفهمم به پارک می‌برد و باهاش تمرین می‌کرد . همیشه وقتم را در حال سرویس دهی میگذروندم. مراقب بودم دیگران ازم راضی باشند و دلگیر نباشند. حرفها و نظرات دیگران در مورد لباس پوشیدنم برایم مهم بود. برای خرید کوچکترین وسیله شخصی خودم نظر بقیه برام مهم بود ، هیچ کلاس تفریحی و آموزشی و ورزشی برام جذابیت نداشت، استرس و اضطراب همیشه باهام بود ، هیچوقت به بدن و اندامم که چه اتفاقی داره براش میفته فکر نمی‌کردم . دراثر یک زمین خوردن استخوان دنبالچه و دوتا از دیسک های کمرم در رفته بود و با توصیه دکترها استراحت میکردم ،،،،توسط یکی از دوستان به کلاس یوگا رفتم و با استاد جندقی که معجزه زندگیم بود آشنا شدم. استاد درکلاس بهم شجاعت داد که بدون هیچگونه ترسی حرکات اصلاحی ورزشی را انجام بدم و روز به روز بهتر از قبل بشم ،،، در کنار حرکات فیزیکی بر ذهن و روان منم کار کردن ، متوجه شدن که اضافه وزن من فقط جسمی نیست و درصد زیاد آن برمیگرده به ذهن بیمارم، ،،،استاد با معرفی کلاس های آموزشی و تحلیل رفتاری و ….دوران تغییر و تحولات منو شروع کردند و من موفق شدم در ماه اول ۹ کیلو وزن کم کنم ،،،،سه سال در کنار این فرشته مهربون و با حمایت های بی دریغ و عشق نامحدودش موفق به کاهش ۷۱ کیلو وزن شدم ،،، فقط ظاهرخودم نبود که تغییر کرده بودم بلکه تحولی عمیق در زندگی مشترکم هم ایجاد و باعثی شد که زندگی عاشقانه را هم تجربه کنم ….هر روز با عوض شدن دیدگاهم نسبت به رفتار و نظرات همسرم ، پذیرشم را نسبت به شرایط وجودی زندگیم بالا برد و سطح روابط خانوادگی و اجتماعی منو بالا برد ،،،باکمک و همراهی و حمایت استادم موفق به گرفتن مدرک مربیگری ورزشی شدم .. در هر لحظه خداراشکر میکنم که این معجزه را سر راه زندگیم قرار داد و من تونستم دوتا زندگی را تجربه کنم ….الان دیگه اثری از استرس و اضطراب های گذشته در وجودم نیست ..از لحظه های زندگیم لذت میبرم و همیشه عمرم مدیون و دعاگوی استاد نازنینم هستم و آرزوی بهترینها را براشون دارم …

یک پاسخ برای “1”

  1. ستاد عزيز سلام خدا قوت ببخشید به دنبال صحبت هاي جنابعالی درخصوص ورزش یوگا و جمع آوری نظرات بچه‌ها باید خدمتتان عرض کنم من اصلا علاقه‌ای به ورزش يوگا نداشتم ولي به خاطر این که کمر درد وجديدا که زانو درد هم اضافه شده نتوانستم به پیاده روی همیشگی ادامه بدهم خیلی ناراحت بودم تا اين که برای فشار کمتر واينکه ازفعاليت باز نمانم تصمیم گرفتم علی رغم میلم به باشگاه بیام ولي بدور از هرگونه اغراق از لحظه ای که جنابعالی رو دیدم به دلم نشستید چراکه چهره اي بسیار دوست داشتنی دارید دلسوز هستید و از ته دل با بچه ها کار می کنید و به همین خاطر خدا را شاکرم که با شما آشنا شدم وخداوند شمارو سر راهم قرار داد والان جوري شده شوق دارم که روز باشگاه برسه وبه باشگاه بیام.ان شاءالله شما وخانواده محترمتان درپناه خداوند متعال از جميع بلیات محفوظ . قربونتون برم عزیزمید امراللهی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *